گذشته ,چقدر ,تلخی

هیچ گاه نخواستم و دوست نداشتم و آرزو نکردم که به 

گذشته باز گردم،علیرغم تمام خوشی ها و نا خوشی ها،

تلخی ها وشیرینی ها،اشتباهات

 و درست رفتن های موجود 

در گذشته نخواستم برای چشیدن

 آن شادمانی ها و جبران اشتباهات

و درست کردن تلخی ها به عقب بازگردم.

همیشه می‌گفتم مهم رو به جلو رفتن است،

هر چقدر هم که گذشته شیرین و بانشاطی داشته باشیم،

قطعا روبرو شدن با اتفاقات آینده جذاب تر است،

هر چقدر هم در آینده سختی وجود داشته باشد،

دست و پنجه نرم کردن با این سختی ها شیرین است.

اما الان،

حال الانم به گونه ایست که عمیقا

 احتیاج دارم به گذشته بازگردم

شاید به سه سال پیش

دلم می خواهد برگردم به اولین روزهای دانشگاه رفتنم،

برگردم و تمام بدی هایی که 

در حق خودم کردم راجبران کنم.

ای کاش می شد برگشت،

تلخی که الان در تارو پود من تنیده شده ،اگر

در همان سال ها با آن روبرو شده بودم

قطعا تا این اندازه مرا از پا در نمی آورد.

اگر زخم های کهنه و روح خراش من

در همان سال سرباز می کرد و بعد تیمارش می کردم

الان تا این اندازه خسته و رنجور نبودم.

من می خواهم به عقب بازگردم،وچقدر این خواسته ام

امروز برایم عجیب است.

و چقدر این آرزو محال است و محال...



منبع اصلی مطلب : از خــود
برچسب ها : گذشته ,چقدر ,تلخی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : شبیخون زمان